.
سر خط
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 21:51 توسط يه محكوم به تنهايي |
تنها شده ام ... ديرگاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه زمن بي خبر است اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كني تا نبينم كه چه تنها شده ام...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 11:16 توسط يه محكوم به تنهايي |
سبز میبینم جهان را... سبز حتی آسمان را.. میبرم تا سبزی رود... زورق اندیشه
ام را... سبز میگویم سلام... سبز بشنو این کلام... سبز در بر میکنم من ... سبز باور میکنم من ... سبز لحظه هایم را.. .با تو ای دوست... سر میکنم من! پیروز در این شکست میر حسین است.مهندس دوستت دارم.امید داشتم که تو رییس جمهور ما بشی اما این به قول خودت شعبده بازی نذاشت.بازم مهم نیست 4سال تحمل میکنیم.به قول مجید مجیدی که میگفت انتخاب میرحسن لطف خدا به مردم و انتخاب نشدن اون لطف خدا به اوست.ازت ممنونم چون سبز بودن و سبز زندگی کردن رو به مردم یاد دادی.این کوچیکترین کاری بود که کردی و از بزرگترین کار بعضی ها خیلی بهتر بود. سپیده 17ساله
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 11:36 توسط يه محكوم به تنهايي |
برای مهسای عزیزم مینویسم که هروقت اومدی بخونی مهربونم.خوشحالم که فراموشش کردی.خبر خوشحال کننده و غیر قابل باوری بود.هنوزم باورم نمیشه.آخه مگه میشه؟مهسا جونم برام کامنت بزار و از خودت برام بنویس.دلم برات تنگ شده.باورت میشه؟شاید باورت نشه....
مهساااااااااااااااااااااا.دلم میخواد پیشم بودی گرچه صمیمیت گذشته رو با هم نداریم.خواهش میکنم یه کامنت طولانی بزار و از خودت و اینکه چطور فراموشش کردی برام بنویس.دوس دارم بخونم.از سولماز و مپگان خبر داری؟؟؟؟؟؟؟
راستی خیلی خری که فکر کردی فراموشت کردم.حالا دیدی من همون سپیده ام و هیچ تغییری نکردم؟همون سپیده دیوونه هه.......
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:26 توسط يه محكوم به تنهايي |